رسیدن به آگاهی

راهی برای رسیدن به آگاهی و خردورزی

راهی برای رسیدن به آگاهی و خردورزی

به آگاهی و خرد ورزی رسیدن ، زحمت فراوان می خواهد و تلاشهایی شبانه روزی.

با مطالعه ایی توام با تفکر بدون محدودیت و خط قرمز ها ، انسان می تواند به آگاهی و خرد ورزی دست پیدا کند.

هر انسانی که به دنیا می آید ، محیط با قید و بندها ، ایدولوژیها و آداب و رسومها ، زنجیری بر گردن ، پاها ودستهای ذهن فردمی زند تا بتوانند او را رام خود کرده و از نیروی جسمی و روحی او در راه منافع خود استفاده نمایند.

هر انسانی که به دنیای خردورزی پا بگذارند ، خود به خود زنجیرها از گردن ، دستها و پاهای او باز می گردد و منفعت طلبان و دکانداران که با هزار و یک دوز و کلک آن زنجیرها را بر او بسته اند ، دوست ندارند اون زنجیرها از ذهن افراد باز بشه . محیط با القاعات خود طوری زنجیرها را بسته که به راحتی رها شدن ذهن از آن زنجیرها به آسانی ممکن نیست .

پایت را باز می کنی ، دستت گیره ، دستت را باز می کنی پایت گیره و دست و پایت را باز می کنی گردنت گیره !!!

اگر بتونی از دست همه زنجیرها برهانی ، با تنبیه های فیزیکی سعی در ممانعت شوند.

تنها راه رهایی همه جانبه ، تنها و تنها مطالعه ی همه جانبه و تفکر همه جانبه بدون خط قرمزها می باشد ، با این روشها ، تابوها شکسته می شوند و این شکستن سرو صدای بلندی هم ایجاد می نماید ، زیرا اکثراً ایدولوژیها خط قرمزهای بسیار سخت گیرانه ای می کشند که اگر فرد مطالعه و تفکر بدون خط قرمز انها راانجام داد ، با ترساندن و تنبیه های بسیار سخت مانع از رهایی فرد می گردند.

البته مطالعه ی بدون خط قرمز و همه جانبه همراه با تفکر با این تحصیلات کلاسیک کاملا متفاوت می باشد .

در نظام آموزش و پرورش امروزی ، با یک قالب هایی انسان را در حماقت تعریف شده نگه می دارند و به قول مرحوم راسل از چاه جهالت در آورده و به چاه حماقت می اندازند . در واقع نظام آموزش و پرورش انسان را از جهالت در آورده و احمق می گرداند و نظام آموزش عالی و در دانشگاهها برای آن احمق لباس شیک می پوشانند.

اگر با تحصیلات انسان می توانست به دنیای آگاهی و خردورزی دست پیدا کند ، دنیا پر بود از خیام ها ، رازی ها و راسلها ؛

ولی می بینیم که به ندرت چنین انسانهای پیدا می شوند ، با این که دنیا پر است از با سوادها ، مهندس ها ، دکترها ، پروفسورها و انسانهایی که به چندین زبان صحبت می کنند ، بسیار شیک ، اجتماع پسند ، دارای القاب قلمبه و سلمبه ، ولی احمق به تمام معنی .

فردی که می خواهد رها بشه ، علاوه بر مطالعه و تفکر ، باید شهامت و شجاعت را هم داشته باشد. بدون شجاعت و شهامت اگر زنجیرها را پاره هم کرده باشی ، جرات حرکت و دور شدن از آنجا را نداری!!

به خرد ورزی وآگاهی رسیدن ، تولدی دیگر است .

تولد واقعی و اختیاری و مردن اختیاری از دنیایی که بدون اختیار بدانجا آمده بودیم و بدون اختیار خواهیم مرد .

در این دنیا اول مردن بعد از تولد صورت می گیرد . مردن از جهالت و زنجیرها و تولد به عالم آگاهی و خرد . این تولد تبریک گفتن و کف زدن داره..

با این مردن و سپس تولد یافتن ، انسان از عامه بودن خارج شده و جزو خواص خواهد بود.

“به امید آگاهی و خرد ورزی”

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.